فتوای حق بده؛ دل‌نوشته زندانی سیاسی شاهین (جعفر) اقدامی

سحبا نیوز، شاهین (جعفر) اقدامی زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج دل‌نوشته‌ای با عنوان «فتوای حق بده» در رابطه با حاشیه‌های دیدار فائزه رفسنجانی و هم‌بندی سابق بهایی‌اش نوشته است. متن کامل این دل‌نوشته را در ادامه بخوانید.

فتوای حق بده

در پاییز ۹۳ جهت انجام برخی امور درمانی به بیمارستان اعزام شدم. در آنجا با مردی هم اتاق بودم به نام آقا جهان که بسیار شوخ و با مزه بود. یک‌بار وقتی پرستار می‌خواست از او خون بگیرد، مجبور شد به‌علت تنگی آستین پیراهنش، آن‌را پاره کند. بعد از این‌که پرستار کارش تمام شد. آقا جهان لب به شکِوه گشود: «که آخه این چه وضعشه یک‌بار پیراهن میدن سه سایز بزرگتر از سایز آرنولد یک‌بار سه سایز کوچکتر از لی لی پوت، بعدش آستین پاره می‌کنند. حرفم که نمیشه بزنی، حرف بزنی میگن سیاسیه. حالا خر بیار باقالی بخور.»

آدمی گاهی حرف‌هایی می‌شنود که نمی‌داند دقیقا باید چه کار کند. گریه کند، بخندد، سینه بزند، کف بزند یا لامبادا برقصد. ولی با توجه به چیزهایی که شنیدم و در این اتمسفر من دلم می‌خواهد ترانه «جنگ داخلی» از گروه «گانز اند رُزز» را گوش دهم. «آخه آدم چی بگه حرفم بزنی میگن سیاسیه».

پس از ملاقات خانم فائزه هاشمی با هم‌بند سابقش هیا‌هویی از جانب برخی شخصیت‌های جمهوری اسلامی و رسانه های وابسته به ایشان به راه افتاد و حرف‌هایی زده شد که بعضا هم باعث انبساط خاطر و هم انقباض خاطر شد. حرف‌ها و اتهامات بی‌پایه و اساسی که علیه شهروندان بهایی طی نزدیک به چهار دهه مطرح می‌شود، جریان استعاری- وابسته به صهیونیسم، نجس، فاسد و …
«آخه آدم چی بگه حرفم بزنی میگن سیاسیه.»

دوم از همه باید بگویم که من یک آدم غیر‌مذهبی و لاادری هستم و آنچه بیان می‌کنم در وهله شخصیت دفاع از شعور و حیثیت ذاتیم به عنوان یک انسان هست و بعد دفاع از حقوق شهروندی هم‌وطنان بهایی.

اما آنچه در این اظهارات باعث می‌شود در مغز انسان نهال حیرت سبز گردد، تفاوت‌های سطحی، کلی، غیر مستعدل و غیر مستند است. «حرفم بزنی میگن سیاسیه.»

آقای هاشمی رفسنجانی پس از تخطئه عمل متعهدانه دخترشان، در مصاحبه‌ای اتهاماتی به بهاییان ایران نسبت دادند. جا دارد از ایشان پرسیده شود، وقتی در مناظره مهندس موسوی و احمدی نژاد هنگامی که احمدی نژاد اتهاماتی را به شما و فرزندانتان وارد ساختند، جنجالی بر آشفتید و آن‌را غیر اخلاقی دانستید و از صدا و سیما خواستید تا در یک برنامه تلویزیونی، زمانی به شما اختصاص دهند تا از خود دفاع کنید. «حرفم بزنی میگن سیاسیه.» آیا جمعیتی که بیش از سه دهه تحت فشار و سرکوب همه جانبه بوده و آماج انواع و اقسام تهمت‌ها و افتراها قرار گرفته حق ندارد، نسبت به این‌گونه قضاوت‌ها از خود دفاع نماید؟ به قول سابقه‌دارهای زندان آقای هاشمی «فتوای حق بده».

به عقیده من ما باید بیشتر در خصوص قضاوت‌هایمان فکر و تامل کنیم. چراکه قضاوت‌ها و پیش داوری‌های نادرست ضمن رواج خشونت روابط انسانی را نیز با مخاطره مواجه می سازد. در داستان معروفی خداوند به موسی طنابی داد تا بر گردن بدترین خلق بیاندازد و حضرت موسی پس از جستجوی طولانی در نهایت طناب را برگردن خویش انداخت. این داستان بر اهمیت و حساسیت قضاوت کردن در ارتباطات انسانی به عنوان فراگیرترین مفهوم در زندگی تاکید می‌نماید. «حرفم بزنی میگن سیاسیه.»

در کتاب زبان زندگی از مارشال روزنبرگ که توسط دوست عزیز و بهایی مسلکم ترجمه شده به نکات جالب و ظریفی در خصوص قضاوت کردن برخوردم. در فصل ۲ کتاب مارشال دو گونه قضاوت را بر می‌شمرد.

یکی قضاوت اخلاقی که در آن بر این نکته تاکید می‌شود که «کی چه هست». در این نوع قضاوت مردم طبقه بندی می‌شوند و ابتدا مشخص می‌کنیم چه کسی خوب، بد، ناهنجار، جاهل و… است و بر این اساس او و رفتارش را قضاوت می‌کنیم. این نوع قضاوت روابط انسانی و حل مسائل انسانی را به نوعی به بن بست می‌کشاند.

نوع دوم قضاوت ارزشی است که مبتنی بر مشاهده دقیق و ارزیابی صحیح از رفتار فرد از طریق سنجش آن رفتار با معیارها و ارزش‌های اخلاقی و انسانی‌مان است. ارزش‌هایی چون صلح – آزادی و حق حیات. به عنوان مثال به جای آن‌که بگوییم خشونت بد است، می توانیم بگوییم من نگران استفاده از خشونت برای حل اختلاف‌ها هستم. من حل اختلافات انسانی را به روش‌های اخیر می پسندم.

همچنین او می‌گوید، قضاوت ها در حقیقت بیان وارونه نیازهایمان است. وقتی به کسی می‌گوییم دشمن، درواقع در فرایندی پیچیده ما ترس خود و نیازمان به امنیت را بیان می کنیم. وقتی به کسی می‌گوییم دروغگو به عبارتی نیازمان به راستی و صداقت را مطرح می‌سازیم. به قول مولانا:

از کفر و ز اسلام برون صحرائی است
ما را به میان آن فضا سودائی است
عارف چو بدان رسید سر را بنهد
نه کفر و نه اسلام و نه آنجا جائی است

کوتاه سخن آن‌که معیار هر حکم ، اندیشه و رفتاری خود زندگی است. آنچه از پندار، گفتار و کردار که سبب‌ساز غنی‌تر شدن زندگی و شادمانی‌مان شود، باید به آن چنگ زد و گرنه چشم‌ها را باید شست و جور دیگر باید دید. همانگونه که «کُلد پلی» در نماهنگ «مجیک» نشان می‌دهد، می‌شود با جادوی عشق اشکال نا‌خوشایند و بیگانه‌ساز از زندگی را از زمین دور کرد. «حرفم بزنی میگن سیاسیه.»

شاهین (جعفر) اقدامی
زندان رجایی‌شهر