برگزاری نشست فعالان رسانه و حقوق بشر ایران در استانبول

سحبانیوز، نشست هم اندیشی فعالان رسانه و حقوق بشر با حضور تعدادی از صاحب نظران و فعالان ایرانی این عرصه در استانبول ترکیه برگزار شد.

بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران ، موانع آزادی بیان و محدودیت رسانه ها در ایران و علل و عوامل مهاجرت و پناهندگی ایرانیان به خارج از کشور از موضوعاتی بود که توسط صاحب نظران و فعالان رسانه و حقوق بشر در این کنفرانس به آن پرداخته شد.

علی مزروعی ، حسن یوسفی اشکوری ، حسین علیزاده ، محمد اولیائی فرد ، علی اصغر رمضان پور ، جهانگیر شادانلو ، عبدالسلام سلیمی ، سید احمد شس ، محمود فرجامی ، علیرضا کیانی ، سید ضیاء خلیلی ، صابر عباسیان و ابراهیم ملکی از جمله فعالانی بودند که به طرح دیدگاه های خود در این کنفرانس پرداختند.

سید احمد شمس دبیر این همایش به عنوان اولین سخنران ضمن اشاره به موضوعات کنفرانس گفت :  با توجه به اتفاقاتی چون صدور حکم زندان و خلع لباس برای آقای احمد منتظری و نیز تلاش برای بازداشت دکتر محمود صادقی، که دقیقا در راستای محدودیت آزادی بیان و جریان آزاد اخبار و اطلاعات در ایران توسط سیستم قضائی کشورصورت گرفته ، برگزاری این کنفرانس و طرح دیدگاه های صاحب نظران می تواند در این ایام بازگو کننده بخشی از موارد نقض حقوق بشر و سرکوب مخالفان در ایران باشد.

وی با اشاره به پدیده مهاجرت با تاکید بر این نکته که سابقه این موضوع به پیش از پیروزی انقلاب باز می گردد اظهار داشت: این پدیده بعد از وقوع انقلاب در ایران رو به فزونی گذاشت و پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به اوج خود رسید.

شمس در ادامه گفت طبق آمار غیررسمی به طور میانگین همواره بین ۱۷ تا ۲۵ هزار پناه جوی ایرانی در ترکیه زندگی می کنند که البته این تعداد گاهی به ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر هم رسیده است. ضمنا با احتساب مهاجران غیرقانونی باید ارقامی فراتر از این برای این پدیده در نظر گرفت. هر چند در بحبوحه جریانات سال ۸۸ روند رسیدگی به پرونده پناهجویان ایرانی در ترکیه در مدت کوتاهی صورت می گرفت اما هم اکنون روند رسیدگی به این پرونده ها به طور متوسط چهار تا پنج سال و در برخی موارد افزون بر هفت تا هشت سال به درازا می کشد که همین امر معضلی بزرگ برای پناه جویان ایرانی ایجاد کرده است.

سید احمد شمس ادامه داد: پناهندگان ایرانی به دلیل نداشتن متولی مشخص دچار این معضل می شوند. در صورتی که پرونده اتباع کشورهایی مانند عراق، سوریه، افغانستان و غیره نهایتا ۲ سال به طول می انجامد. به این دلیل که متولی مشخصی برای پیگیری مسائل مربوط به آنان وجود دارد و مشکلات آنان را چه در سطح مراکز مربوط به دولت ترکیه و چه در سطح بین المللی به صورت جدی پیگیری می کند ، وی در ادامه تاکید کرد که هدف ما از برگزاری چنین نشست هایی کاهش این پروسه زمانی برای ایرانیان عزیز می باشد.

شمس افزود: نکته قابل توجه این است که این پروسه طولانی باعث میشود برخی پناهجویان ایرانی توسط یک سری افراد یا باندهای سودجو مورد سوءاستفاده قرار گیرند که از جمله این سودجویی ها می توان به دریافت مبالغ هنگفت از پناهجویان برای پرونده سازی و ارائه مشاوره برای درست کردن کیس های غیرواقعی اشاره نمود.

احمد شمس با ذکر این نکته که با برگزاری این نشست در صدد هستیم این سودجویی ها کاهش یابد و این معضل با خدمت رسانی صحیح و منطقی به پناه جویان ساماندهی شود، افزود: خدمت رسانی در واقع یعنی کمک رسانی پناهنده های ایرانی به یکدیگر، یعنی اطلاع رسانی دقیق و آگاهی بخشی نسبت به هم. طبیعی است که این مسئله باعث ایجاد نگرانی برای سودجویان شده و تلاش فراوانی در جهت ایجاد خلل و مشکل در برگزاری این گونه همایش ها توسط این دست از افراد صورت گرفته و در آینده هم صورت خواهد گرفت.

شمس با بیان این که این همایش، سومین کنفرانسی است که با وجود تمام مشکلات با موفقیت در ترکیه برگزار شده، به معرفی مجموعه آهاد پرداخت و گفت: انجمن همبستگی ایرانیان دنیا (آهاد) یک سازمان غیردولتی است که در کشور ترکیه ثبت شده و در صدد ایجاد همبستگی میان ایرانیان است. وی ضمن اظهار تاسف از ایجاد جو ارعاب و تهدید در بین ایرانیان مقیم ترکیه توسط برخی افراد و جریان های خاص گفت: به عنوان مثال ما فعالان اقتصادی بسیار موفقی در کشور ترکیه داریم که نیاز به نیروی کار دارند و از سوی دیگر پناهجویان متخصصی فاقد کار هستند که با ایجاد ارتباط این چنینی میان بخش های مختلف می توان ضمن ایجاد همبستگی میان ایرانیان نسبت به رفع مشکلات و نیازمندی های متقابل آنان همت گماشت. البته متاسفانه تلاش های گسترده ای برای عدم تحقق این مساله صورت می گیرد.

شمس همچنین با اشاره به حضور چند هزار دانشجوی ایرانی در ترکیه گفت: دانشجویان ایرانی نیازمندی هایی دارند که با کمک اقشار مختلف ایرانی مقیم ترکیه امکان رفع نیاز آنان وجود دارد و در مقابل دانشجوی ایرانی هم به دلیل آشنایی با زبان ترکی می تواند با یاری رسانی به پناهجو، از ابتدای ورود تا استقرار کامل در شهر محل سکونت، یاریگر خوبی برای آنان باشد. لذا هدف بزرگ ما شکستن این جو ارعاب و تهدید با وجود تمامی سمپاشی ها و کارشکنی ها است.

شمس افزود: نکته دیگر این که برگزار کنندگان این همایش قصد براندازی نداشته بلکه هدف برگزاری این گونه نشست ها تقویت گفتگو میان صاحبان اندیشه های مختلف و تلاش برای بالا بردن فرهنگ نقد پذیری در جامعه است تا از این رهگذر حاکمیت تن به انتقادپذیری داده و ضمن شنیدن صدای مخالفان برای برطرف کردن معضلات و حل مشکلات در کشور روی به اقدام های اساسی و بر آورده کردن مطالبات افکار عمومی آورد. دبیر همایش با تاکید بر این که متاسفانه علی رغم آن که حاکمیت هیچ گونه تریبونی در اختیار منتقدان خود قرار نمی دهد بلکه موجب آزار و اذیت آنان شده و با دستگیری و ارعاب و تهدید آنان زمینه ساز مهاجرت بسیاری از آن ها به خارج از کشور شده گفت: برگزار کنندگان این گونه نشست ها حاضر به واگذاری تریبون آزاد و ایجاد فضای مناسب برای مناظره با نمایندگان حاکمیت هستند .

 

سخنران بعدی علی مزروعی، نماینده مجلس ششم و فعال سیاسی اصلاح طلب، بود که در باره خفقان موجود در رسانه ها و در راس آن روزنامه های ایران سخن گفت. او صحبت هایش را با اشاره ای به تاریخچه مطبوعات در ایران آغاز کرد و گفت: قدمت اولین روزنامه در ایران به ۲۰۰ سال پیش و دوره ناصرالدین شاه می رسد که با نام «کاغذ اخبار» منتشر می شد. همیشه مطبوعات، رادیو، تلویزیون و خبرگزاری های مختلف در ایران وابسته به دستگاه حاکمیت بوده است. میشود گفت در حال حاضر هم حدود ۹۰% رسانه ها در اختیار حاکمیت است و با بودجه دولتی و بیت المال اداره میشود. تنها ۱۰% قدرت مانور برای مطبوعات و خبرگزاری های غیردولتی وجود دارد که میتوانیم واژه «جوانمرگ» را برای رسانه های آزاد به کار ببریم. زیرا این رسانه ها قدمتی بیش از ۱۰ تا ۲۰ سال ندارند. پدیده جوانمرگ شدن رسانه ها باعث نبود تجربه در بین رسانه های آزاد است. در مقایسه با رسانه های غربی و آمریکایی که قدمتی بیش از ۲۰۰ سال دارند، این پدیده خسارت جبران ناپذیری به روزنامه نگاری ایران وارد کرده است.

مزروعی ادامه داد: منحنی فراز و نشب فعالیت مطبوعاتی در ایران به این مسئله اشاره دارد که زمانی که حکومت ضعیف میشود، مانند زمان مشروطه یا زمان روی کار آمدن رژیم پهلوی یا زمان پیروزی انقلاب، مطبوعات به شدت فعال و آزاد میشوند. گاهی این افراط باعث هرج و مرج مطبوعاتی می گردد و پس از به قدرت رسیدن حکومت، به شدت مطبوعات سرکوب میشود.

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی ادامه داد: لازم به ذکر است فضای فعلی رسانه ها با وجود محدودیت از جانب حاکمیت توسط ماهواره ها و فضای آنلاین گسترش پیدا کرده است. مثلا در دوره مشروطه شب نامه ها، انحصار رسانه را از حکومت می گرفتند یا در زمان انقلاب نوار کاست. اکنون نیز فضای آنلاین این نقش را به عهده گرفته که اتفاق بسیار خوبی است.

حسن یوسفی اشکوری سخنران بعدی کنفرانس بود که موضوع سخنانش را «سه ضلح حقوق بشر، رسانه و پدیده پناهجویی» قرار داده بود. او گفت: اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ بعد از جنگ جهانی دوم توسط سازمان ملل به تصویب رسید. یکی دو سال بعد دولت وقت ایران به حمایت از آن برخاست و آن را امضا کرد و هر چند بعد از انقلاب هم این روند ادامه پیدا کرد، متاسفانه شاهد هستیم که مکررا نقض حقوق بشر در ایران انجام می گیرد و ایران طبق اعلام سازمان ملل یکی از ناقضین حقوق بشر است.

او ادامه داد: لازم به ذکر است دولت ها وقتی اعلامیه حقوق بشر را نقض میکنند به دنبال بهانه هستند. یکی از بهانه ها این است که حقوق بشر یک پدیده جهانی است که ما به صورت محلی آن را انجام میدهیم و با همین بهانه این بیانیه را سرشار از اما و اگر میکنند. به عنوان مثال میگویند این بیانیه تا زمانی قابل اجرا است که با قوانین اسلامی در تعارض نباشد. مثلا میگویند برخی مواد این اعلامیه با مبانی دینی و فقه یک تضاد دارد و این امر یکی از بهانه های نقض حقوق بشر شده است.

این پژوهشگر دینی در ادامه تاکید کرد امروز «حقوق بشر» در تمام جهان حتی در کشورهای پیشرفته و تدوین کننده اعلامیه جهانی حقوق بشر (مصوب ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد) به جد مورد تهدید است ولی در این میان دولت هایی چون دولت ایران به دلایل مختلف در سطح گسترده و حتی رسمی ناقض حقوق بشرند. این نقض به دلایل گفته و ناگفته متعددی باز می گردد و یکی از آنها بهانه تناقض پاره ای از عقاید و باورها و سنت های حقوقی و از جمله مذهبی دولتی با موادی از اعلامیه حقوق بشر است. از این رو همواره سخن از جهانی بودن اعلامیه و محلی عملی کردن آن با حفظ تحفظ است.

اشکوری ضمن غیر قابل قبول دانستن این ادعا گفت : اما چنین استدلالی و در واقع بهانه ای هرگز قابل قبول نیست. چرا که اولا اعلامیه جهانی حقوق بشر چنان که از عنوانش پیداست برای تمام بشر است و بشریت و انسانت فارغ از مرزهای جغرافیایی و نژادی و اعتقادی است و در واقع این نوع تعینات مابعد انسانیت است. ثانیا اصولا با توجه به تجارب تاریخی بشر و به ویژه دو جنگ جهانی در قرن بیستم اعلامیه جهانی حقوق بشر نوشته شد و به امضای عموم دولت ها و ملت ها رسید تا امنیت و عدالت و برابری و صلح را برای آدمیان و دولت ها تامین کند. بنابراین این اعلامیه به رغم این که برمبانی خاصی استوار شده است ولی کاربرد عملی و عینی آن است که اهمیت دارد و اهدافش را تامین خواهد کرد.

این فعال ملی-مذهبی ادامه داد: این سخن بدان معناست که نه می توان سنت های بومی و از جمله دینی را حداقل در کوتاه مدت حقوق بشری کرد و نه می توان به لحاظ نظری اعلامیه جهانی حقوق بشر را سنتی و مثلا اسلامی کرد. مدعا این است که اعلامیه و دیگر منضمات آن بستری و نظامی برای صلح و امنیت و عدالت و برابری است و تا زمانی که به این اهداف ولو نسبی و مرحله ای کمک می کند به حکم عقل و تجربه و حتی شرع لازم الاجراست. از جمله امواج پیاپی مهاجران از خاورمیانه بی تردید مولود بی اعتنایی به اعلامیه حقوق بشر و نقض امنیت شهروندان است. بدین ترتیب درمان آن نیز رعایت امنیت و عدالت و برابری حقوقی و انسانی یکایک شهروندان جدای از هر نوع تعینی است.

اشکوری ادامه داد: حاکمیت ایران میگوید بیانیه حقوق بشر تا جایی مورد قبول است که تعارض با آداب و رسوم و قوانین اسلامی نداشته باشد. و برخی حتی تا جایی پیش رفتند که خواستند یک حقوق بشر اسلامی تبیین کنند که البته عملا این تلاش قابل اجرا نیست. لذا این تناقض و پارادوکس همیشه وجود دارد ، مثلا اعلامیه حقوق بشر به برابری جنسیتی قائل است ولی فقه و شریعت موجود در کشورهای اسلامی به تبعیض جنسیتی باور دارد ، که دو ضلع مخالف هم است. اگر ما اعلامیه جهانی حقوق بشر را پذیرفتیم باید گفت بشر دیگر مرزهای نژادی، اعتقادی و جنسیتی و … را نمی شناسد.

عضو شورای سردبیری وبسایت زیتون گفت: پس اگر ما اعلامیه جهانی حقوق بشر را پذیرفتیم اما برای آن شرط و شروط قرار دهیم یعنی خودبخود این مسئله بلاموضوع و دچار پارادوکس می گردد. پس باید گفت اعلامیه حقوق بشر هیچ مرزی را نمی شناسد. ناامنی، بی عدالتی، نابرابری، تبغیض و جنگ از عوامل به وجود آمدن اعلامیه جهانی حقوق بشر بودند. بنابراین علما و اندیشمندان بعد از جنگ جهانی دوم اعلامیه جهانی حقوق بشر را برای حل این معضلات نوشتند.

اشکوری در پایان تاکید کرد: اگراین اعلامیه بدون هیچ شرط و سوءاستفاده ای عملی گردد آیا به مشکلات اجتماعی کمک نمی کند؟ روحانیون ما با استفاده از بهانه های نظری اعلام میکنند که اعلامیه حقوق بشر دچار مشکل است و در مقابل آن میخواهند اندیشه های صلح ستیزی را جایگزین کنند. این بهانه جویی ها سبب شده در همه جای دنیا به بهانه امنیت، اعلامیه جهانی حقوق بشر را نقض کنند. این بهانه های موهوم و بی سبب باعث ایجاد مشکلات فراوان گردیده و باعث ایجاد معضل یا پدیده پناهندگی میشود. باید اعلام کرد اگر تعهد به اعلامیه وجود داشت هیچ گاه اعدام های سال ۶۷ و شکنجه ها انجام نمی شد و اگر اعلامیه جهانی صادقانه اجرا شود ما وضع بهتری خواهیم داشت و بخشی از معضل مهاجرت حل خواهد شد.

سخنران بعدی کنفرانس عبدالسلام سلیمی پژوهشگر علوم اجتماعی و فعال سیاسی اصلاح طلب بود. او سخنانش را چنین آغاز کرد که اکثر ایرانیان متاسفانه نتوانسته اند مشکلات یکدیگر را در خارج از کشور حل کنند و با یکدیگر کنار بیایند. بنده سابقه حضور در کشورهای مالزی، امارات و ترکیه را دارم. مسئله ای که توجه بنده را جلب کرد عدم اطمینان و همکاری ایرانیان مهاجر با یکدیگر است. متاسفانه ما شناخت درستی از جامعه میزبان نداشته و با نگاه منفی آن را به رسمیت نمی شناسیم. این عدم شناخت کافی باعث ایجاد معضلات فراوان می گردد. چرا که ایرایان در دیگر کشورها سلبیات و ایجابیات این حضور و مهاجرت خود را در نظر نمی گیرند.

او ادامه داد: عدم ارتباط میان ایرانیان در خارج کشور باعث ایجاد معضل در جامعه پناهندگی میشود. جامعه ایران جامعه ای اقلیتی است. اما هر گونه ابراز نظر در مسائل اقلیت ها، موجب میشود انگ جدایی طلبی و اصلاح طلبی به فرد بزنند. مثلا حدود ۴هزار نفر بعد از جنبش سبز در سال ۸۸ به کردستان عراق مهاجرت کردند و کردها آنها را پذیرفتند اما این پناهجویان با کردهای آن سرزمین و قوانین جامعه میزبان مشکل پیدا کردند. این امر باعث ایجاد مشکل برای خود پناهجویان ایرانی شد.

سلیمی افزود: یکی دیگر از مشکلات اصلی، نداشتن مهارت اجتماعی است. زیرا مدارس آموزش و پرورش، ما را از لحاظ شخصیت اجتماعی توانمند بار نیاورده اند. این امر باعث ایجاد مشکل در کشور ثالث میشود. پناهجو باید این تفکر را داشته باشد که با شرایط موجود کنار بیاید.

 

در ادامه کنفرانس علی اصغر رمضان پو از طریق اسکایپ برای حاضرین سخنرانی کرد. او که موضوع «نگاهی اجتماعی به مسائل پناهجویان» را محور صحبت خود قرار داده بود گفت: سیر پناهندگی از جانب ایرانیان بین سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ بررسی شده است. سال ۲۰۰۸ حدود ۶۰هزار پناهنده ایرانی در جای جای دنیا ثبت شدند. اما در سال ۲۰۱۵ این تعداد به بیش از ۱۴۲هزار نفر افزایش پیدا کرد که اوج آن مربوط به سال ۲۰۰۹ یعنی همزمانی با جنبش سبز است. اما روند آن رو به رشد است که به طور ثابت از ۸ سال پیش تا کنون ادامه یافته است.

بر اساس آمار بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ بیش از ۷۸۸هزار پناهنده، یعنی به اندازه ۷۸ شهر در ایران با جمعیت حدود ۱۰هزار نفر، مهاجرت داشته ایم. لذا باید گفت که با مجموعه ای از پناهندگان در سراسر دنیا مواجه هستیم که در شرایط تعلیق و تنگنای اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند و باید به این مسئله اذعان داشت.

رمضان پور ادامه داد: طبق اعلامیه حقوق بشر پناهندگی یک حق ابتدایی است. اما تلاش پناهندگان برای احراز حق ابتدایی خودشان باید مورد توجه فعالان قرار گیرد. باید به پناهنده به عنوان یک انسان صاحب حق نگاه شود. این وظیفه ی نیروهای سیاسی و شخصیت های فرهنگی است. اگر به این مسئله رسیدگی نشود بحث ابهام و پارادوکس با جامعه میزبان حل نمیشود.

او در پایان جمله ای از میلان کوندرا را ذکر کرد که گفته است: میگویند پناهنده حتی اگر بعد از مدتی کوتاه هم به کشور خودش باز گردد باز هم احساس غریبی میکند و این معضلی است که برای رفع آن هیچ بررسی و نقدی صورت نگرفته است.

 

در ادامه محمود فرجامی به ذکر خاطراتی از حضور خود در خارج از ایران و برخی مشکلات پناهجویان پرداخت و گفت: بنده در کشور ترکیه مهاجر هستم، نه پناهنده. من قصد دارم تجربیات خود در باره زندگی در ترکیه را بگویم. من در ۲۰ کشور مختلف دنیا از جمله مالزی، بلژیک و استرالیا زندگی کرده ام. ما ساکن کشور غریبه ای هستیم که قادر به پذیرش آن نیستیم. اگر در شرایط پناهجویی هستید و از آینده خبری ندارید باید تصمیم بگیرید چمدان ذهنی خود را باز کنید. ساده ترین مثال این است که برای احساس آرامش در غربت باید کارکردن از صفر و حتی گارسونی رستوران را تجربه کرد و به مسائل پیرامون آن توجهی نداشت. مسئله ارتباط در ترکیه بسیار مهم است. عدم ارتباط با فرهنگ کشور میزبان باعث میشود فرد همیشه ایزوله باشد.

فرجامی در ادامه معضلات و شرایط پناهجویی در ترکیه را به طنز بیان کرد که باعث ایجاد نشاط بین حضار شد.

 

حسین علیزاده، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی، سخنران بعدی کنفرانس بود که گفت: ما می دانیم که هر کشوری به دنبال امنیت ملی خود است اما نظام جمهوری اسلامی خود منشاء تهدید علیه خود است. مثال بارز این مسئله مهاجرت فراوان ایرانیان است. همیشه دیده شده که کارگران افغانی و عراقی به عنوان پناهنده وارد کشور ما میشوند و در مقابل پروفسورها و مهندسان بزرگ ایرانی به کشورهای بیگانه پناهنده میشوند. این یعنی تهدید علیه امنیت ملی کشور ، این در حالی است که ایران مطابق استانداردهای بین المللی یکی از کشورهایی که مستعد پذیرش مهاجر است.

او ادامه داد: کسینجر میگوید این دانشجویانی که به کشور ما می آیند سرمایه های کشور هستند. اما جمهوری اسلامی فاقد درک کامل از مسئله امنیت ملی کشور است. تحریم ها، تنش با کشورهای عربی و حتی ترکیه گواه بر این مسئله است. مسئله مهاجرت، امنیت ایران را به مخاطره انداخته است. به هر نوع تهدیدی که متوجه ملتی باشد تهدید ملی می گویند. وقتی مردم ما زمام امور خود را به دست دولت و مسئولین سپرده اند، مسئولیت مبارزه با تهدیدها بر عهده دولت است. وظیفه اصلی دولت ها تامین امنیت است. باید بدانیم مسئله مهاجرت یک خطر بزرگ است.

علیزاده افزود: ما میدانیم اگر این روند معکوس شود چه فرهیختگانی به کشور بازخواهند گشت. آیا همواره درک دولت ها از تهدید درست است؟ پاسخ ما قطعا خیر است. مانند ماجرای قتل ستار بهشتی. منصفانه باید گفت دولت ها همیشه اشتباه نکرده اند اما مثال های بارزی وجود دارد که جمهوری اسلامی مسئله تهدید علیه امنیت ملی را اشتباه گرفته و بلکه خود عامل تهدید است. بنا بر اعلام IOM ایران کشوری مهاجرپذیر، مسیر ترانزیت و مهاجر فرست است.

دیپلمات سابق ایرانی گفت: علت اصلی مهاجرت، بی اعتمادی به آینده است. این باعث میشود شخص از کشور خارج شود. طبق آمار سال ۱۳۴۴ سازمان ملل از اوضاع مهاجرت در ایران، نقطه مهاجرت از ایران تقریبا صفر است اما دقیقا با انقلاب اسلامی مهاجرت افزایش یافته که اکثر مهاجرت ها منجر به فرار مغزها گردیده است. هر سال حدود ۱۵۰هزار نفر از کشور خارج میشوند که بیشتر مهاجرت ها به دلیل شرایط اقتصادی است. ایران از نظر خروج نخبگان در مهاجرت مقام نخست را دارد. به طور متوسط از هر ۱۸هزار نفر دانشجویی که برای تحصیل به خارج از کشور میروند تنها ۳ نفر به کشور بازمی گردند. از مجموع ۲۲۵ دانش آموز ایرانی که در ۵۳ المپیاد حضور یافته اند بیش از ۱۴۰ نفر آنها از کشور خارج شده اند.

علیزاده در پایان گفت: نکته پایانی بحث من خطاب به حاکمان است. اگر میخواهید حکومت کنید بکنید ولی بگذارید یک نفعی به جیبتان برود و دچار خودزنی نشوید. باید اعتراف کرد که بحث مهاجرت یک بحث تهدیدزا برای ایران است.

سخنران بعدی کنفرانس علیرضا کیانی از دانش آموختگان لیبرال بود که با اشاره به ظلم کثیری که در ایران علیه اقلیت ها صورت می گیرد اظهار داشت چرا صدای مردم ایران به اندازه کافی بلند نمی شود؟

علیرضا کیانی روش های اصلاح طلبی و اعتدال گرایی رایج را شیوه مناسبی برای برآورده کردن خواست اکثریت مردم ندانست و اظهار داشت بایستی برای گذار از وضعیت موجود روی به اقدامات اساسی دیگری آورد.

این دانش آموخته لیبرال اظهار داشت: مقوله براندازی را نباید صرفا واژه ای خشونت آمیز بدانیم ، طبیعی است که مخالفی که در خارج کشور برای تغییر وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب حرکت می کند به صورت اساسی خواهان تغییر و تحول در جامعه است. حال این که برای این اقدام از چه عنوانی باید استفاده نمود محل اختلاف است.

کیانی تاکید کرد: در این خصوص با برگزارکنندگان نشست اختلاف دیدگاه دارد. چراکه بانیان نشست تاکید فراوانی کرده اند که هدف و قصد براندازی ندارند. امروزه بعضی ها واژه براندازی را مبتذل کرده اند و فکر میکنند براندازی یعنی حرکت مسلحانه حال آن که چنین نیست. البته طبیعی است که روش خشونت آمیز و اقدامات مسلحانه مورد پذیرش هیچ کدام از جریان های سیاسی اپوزیسیون نیست.

سخنان این فعال دانشجویی و زندانی سیاسی سابق با استقبال و تشویق حاضران در کنفرانس همراه بود.

جهانگیر شادانلو سخنران بعدی بود که به موضوع بررسی علل و عوامل مهاجرت پرداخت. او گفت: فقر یکی از عوامل اصلی مهاجرت است. باید قبول کنیم بشریت در خطرناک ترین وضعیت قرار دارد.

شادانلو در ادامه به ذکر خاطره ای از بنی صدر پرداخت و گفت: شخصیاز طرف سید احمد خمینی  حدود شش ماه قبل از درگذشت وی به ملاقات آقای بنی صدر آمد تا از ایشان حلالیت بطلبد و اقای بنی صدر هم به آن فرستاده گفتند. اگر واقعا چنین است هر چه میدانید را بنویسید و از ایران خارج کنید و یا پخش کنید و در غیر این صورت شما را خواهند کشت و دیدیم که چنین شد اما سید احمد خمینی این کار را نکرد و آن اتفاق به وقوع پیوست. طوری که بعد از مرگش فرزندان او گفتند پدر ما آیینه انقلاب بود.

او با یادآوری درگذشت سید احمد خمینی ابراز امیدواری کرد که این روند برای فرزند مرحوم آقای منتظری اتفاق نیفتد.

شادانلو در ادامه به مسئله مهاجرت پرداخت و گفت: در رابطه با موضوع مهاجرت باید گفت ایرانیان ۲ بار مهاجرت عمومی و وسیع انجام داده اند. یک بار در زمان جنگ اعراب و یک بار در زمان انقلاب ۵۷. ایران در بین ۹ کشور که بیشترین مهاجرت را دارند از نظر خروج نخبگان و فرهیختگان متاسفانه رتبه اول را کسب کرده است.

در ادامه شادانلو نکاتی را در خصوص موضوع کنفرانس بیان کرد که بخش هایی از آن ذیلا اشاره می شود :

– هرچه امید به آینده کمتر باشد میزان مهاجرت بیشتر خواهد بود.

– در محاسبات اقتصادی جذب نخبگان کشورهای در حال توسعه سود فراوانی دارد.

– با فرار مغزها در واقع سرمایه های وسیع انسانی را به راحتی از دست میدهیم.

– طبق آمار به دست آمده، فرار مغزها ۳۰۰ برابر جنگ عراق و ایران به اقتصاد کشور زیان وارد کرده است.

این فعال سیاسی در پایان ضمن انتقاد شدید از تحریفی که در تاریخ انقلاب در مورد بنی صدر صورت گرفته به ذکر موارد متعددی از روابط او با آیت الله خمینی اشاره نمود و اظهار داشت: متاسفانه به آنچه در ابتدای وقوع انقلاب اسلامی وعده داده شده بود عمل نشد و در این چند دهه برای سرپوش گذاشتن بر برخی کاستی ها با متهم کردن بنی صدر به خیانت در کشور و کم کاری، واقعیات تاریخی را به گونه ای دیگر در افکار عمومی مطرح کردند اما در آینده تاریخ قضاوت منصفانه ای در رابطه با آنچه گذشته خواهد داشت. همان گونه که هم اکنون نیز در بالاترین سطوح مسوولان کشور این تردید به وجود آمده که آیا بنی صدر خادم بود و یا خائن؟ بعضا نیز بر این نکته صریحا اعتراف نموده اند که او خیانت نکرده است چرا که اقدامات دکتر بنی صدر وطن پرستانه بوده هر چند نتیجه آن اقدامات، صدور حکم هفت بار اعدام برای او توسط قوه قضائیه وقت بود.

 

سخنران بعدی کنفرانس دکتر محمد اولیایی فرد، وکیل حقوق بشری ساکن کانادا و مشاور عالی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در آنکارا بود که از طریق اسکایپ در جلسه حضور داشت. اولیایی فرد در تعریف پناهندگی اظهار داشت: پناهندگی به شیوه ای از مهاجرت گفته میشود که معمولا شخص برای حفظ جان خود انجام میدهد. آیه ۶ سوره توبه در قرآن نیز به همین موضوع اشاره دارد. این مسئله را باید درک کرد که پناهنده را نمی توان به سرزمینی که جانش در خطر است بازگرداند. از نظر شریعت هم بر این امر تاکید شده است.

او ادامه داد: لازم به ذکر است که ادیان دیگر هم حقوق بشر را پذیرفته اند. حدود یک قرن زمان برد تا پناهندگی به شکل یک حق شناخته شود. یک سال بعد از جنگ جهانی دوم بود که به دلیل وجود پناهندگان فراوان جنگی، اعلامیه جهانی حقوق بشر به ثبت رسید.

اولیایی فرد در ادامه گفت: پناهنده از نظر سازمان ملل به شخصی اطلاق میشود که از ترس و خطر جانی و تهدیدهایی چون شکنجه، زندان، تبعیض سیاسی و اجتماعی و جنسیتی مجبور به ترک کشور خود می گردد. علت پناهندگی باید موجه باشد و شخص نباید بدون احتمال خطر قطعی از کشور خود خارج شود.

این وکیل حقوق بشری, همچنین گفت: باید توجه داشت که به دلیل انجام جرائم عمومی مانند قتل، امکان پناهندگی وجود ندارد. اگر فرد پناهنده ای که به دلیل خطر جانی کشور را ترک کرده، مجددا به کشورش بازگردد مسئله پناهندگی اش باطل میشود. همچنین پناهندگی شخصی که جنایت جنگی انجام داده یا علیه بشریت اقدامی کرده است رد میشود. نیز اگر پناهجو از سوی کشوری پذیرفته شود اما قبل از عزیمت به آن جرمی مرتکب شود که مغایر با اصول سازمان ملل است، پناهندگی اش باطل میشود.

در ادامه اولیایی فرد به وظایف سازمان ملل در قبال فرد پناهجو پرداخت و گفت سازمان ملل نیز نسبت به پناهجو وظایفی بر عهده دارد. از جمله این که:

– کشور میزبان باید تمام شرایط یک شهروند را در اختیا پناهجو قرار دهد.

– پناهندگانی که به طور منظم در کشور میزبان حضور دارند نباید اخراج شوند. در صورت بروز خطا و نیز اگر پناهجو سهوا مرتکب جرمی شود، باید مانند یک شهروند به دادگاه رفته و از خود دفاع کند.

– برای اخراج یک پناهجو باید مدارک و مستندات واقعی وجود داشته باشد.

اولیایی فرد سپس به وظایف یک پناهجو در قبال دولت کشور میزبان اشاره کرد و دو نمونه آن را چنین برشمرد:

– پناهجو باید حافظ نظم عمومی و قوانین آن کشور باشد.

– خط قرمز کشور میزبان را رعایت کند. خط قرمز کشورها برای پناهندگی نظم عمومی و امنیت ملی است.

آخرین سخنران کنفرانس آقای ابراهیم ملکی بود. او با اشاره به تفاوت استعمارگری در گذشته و امروز سخنانش را چنین آغاز کرد: روزی استعمارگران منابع ملی کشورها را چپاول می کردند اما امروزه در کنار این گونه چپاول ها، سرقت مغز و تفکر و اندیشه هم صورت می گیرد. کشور استبدادی ایران با وجود شعارهای ضدامپریالیسم و غیره، کاملا در اختیار استبداد است. لازم به ذکر است پناهندگان موجود، قربانی استعمار درونی کشور خود میشوند.

ملکی ادامه داد: استبداد در هر کجای دنیا محکوم است و تمام تلاش و هدف استبدادگران، ایجاد بحران است. باید دکان داری دین را از خود اصل دین جدا کنیم. آیا رفتار و جنایات لشکرکشی مسلمانان با پرچم اسلام، با اسلام رئوف سازگار است؟ اگر انسان کرامت، شرافت و نوع دوستی داشته باشد انسان است.

این پژوهشگر دینی ساکن مشهد به معنی کلمه انسان اشاره کرد و گفت: انسان از ماده اُنس است. اگر انس نبود که انسان بدویت محض بود. پیام تمامی انبیاء این بود که بشر کرامت و رافت داشته اشد. ما باید بدانیم تنها سرمایه جامعه استبدادی پوپولیسم است و تنها راه مقابله با آن نیز استفاده از همان راه است؛ به امید این که همه دنیا از شر بردگی رهایی یابد.

این فعال سیاسی اصلاح طلب در پایان گفت: مظلوم بیش از ظالم گناهکار است. چون مظلوم است که ظالم را به وجود می آورد. تن به ظلم دادن و پذیرش خفت، بزرگترین گناه است.

 

لازم به ذکر است که پناهجویان حاضر در این کنفرانس در ساعات پایانی نشست از پشت تریبون به بیان مشکلات دوره پناهندگی پرداختند و برخی از پناهجویانی که مدتی طولانی از حضورشان در ترکیه می گذرد و مشکلاتی گریبانشان را گرفته است، تجربیات خود را در اختیار دیگران قرار دادند.

 

پس از اتمام کنفرانس نیز تعدادی از پناه جویان به صورت حضوری با برخی کارشناسان شرکت کننده در نشست به مشاوره پرداختند.

لازم به ذکر است که مهمانان نشست روز پس از کنفرانس در کارگروهی به تصمیم گیری در زمینه وضعیت پناه جویان و مهاجران ایرانی مقیم ترکیه و راهکارهای بهبود وضعیت اقامت آنان پرداختند که به زودی نتایج این نشست در اختیار عموم قرار گرفت .