دلیل بازگشت به ایران و زندانی شدن آقای رضا شاهینی

سحبانیوز، رضا(ربین) شاهینی متولد ۱۳۴۸ در ایران است که از سال ۱۹۸۸ و برای ادامه تحصیل به آمریکا و ایالت کالیفرنیا رفت و در شهر سن دیگو شروع به زندگی کرد. آقای شاهینی پس از حضور در کشور امریکا و شروع تحصیل در رشته «امنیت بین المللی و حل تنازعات» در دانشگاه ایالتی سن دیگو  توانست تابعییت این کشور را اخذ کند و به عنوان یکی از شهروندان دو تابعیتی ایرانی- امریکایی شناخته شود.

دلیل بازگشت به ایران و زندانی شدن آقای شاهینی
حسن روحانی در روحانی ۲۵ تیر ۱۳۹۲ (جولای ۲۰۱۳) در مراسمی عمومی گفت که باید “آنها که آمادهٔ بازگشت هستند راهشان را تسهیل کنیم” و همچنین در ۱۰ مهر ۱۳۹۲ هم در جمع خبرنگاران تاکید کرد:
“همه ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند باید بتوانند به راحتی به کشورشان رفت و آمد کنند و از رفت و آمد نکردن آنها هم ما ضرر می‌کنیم و  با امن خواندن فضای کشور برای بازگشت ایرانیان مقیم خارج اضافه کرد: “ما سرمایه انسانی بسیار بزرگی در خارج از کشور داریم. امیدوارم همه آنها بازگردند و کمکشان را از ما دریغ نکنند.
اما بعد از گذشت چند سال از روی کار آمدن دولت حسن روحانی نه تنها از کاربرد ایمیلی که با عنوان ایمیل مشکل‌گشا جهت رفع نگرانی خبرساز شده بود و قرار بود ایرانیان ساکن خارج از کشور با استعلام توسط این ایمیل از وضعیت حقوقی و قضایی خود در ایران خبردار شوند و همچنین کمیته‌ای که از سوی دولت برای هموار کردن راه بازگشت ایرانیان خارج از کشور به کشورشان ساخته شده بود خبری در دست نیست، بلکه گروهی از فعالان مدنی و سیاسی و روزنامه‌نگارانی که در پی این دعوت به ایران بازگشته بودند هم بازداشت و زندانی شده اند.

رضا شاهینی یکی از قربانیان این دعوت حسن روحانی است، رضا که پس از هفت سال دوری از خانواده و برای دیدار مادر بیمارش به وعده‌های رییس دولت جمهوری اسلامی اعتماد کرد و در ۲۵ ماه می سال ۲۰۱۶ ( ۵ خرداد ۱۳۹۵) عازم ایران شد. اما آنچه انتظار او را می‌کشید نه آغوش باز دولت که دام بزرگ سپاه نینوای استان گلستان و دیگر نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بود. او که تمام سفرش به ایران به دوماه هم  نمی‌رسید و بلیط برگشت به امریکا را برای تاریخ ۲۰ جولای خریده بود، سفرش بی بازگشت شد و برنامه‌های تحصیلی‌اش به کلی به‌هم ریخت.
ساعت حدود ۱۰ شب ۱۲ جولای (۲۲ تیر)  چند نفر به خانه پدری رابین در گرگان رفتند. آنها برگه ای نشان دادند که ظاهرا از سوی دادستانی بوده و بعد خانه را تفتیش کردند، وسایل شخصی او را مثل موبایل و کامپیوترش را ضبط کردند و بعد او را با خودشان بردند.
ماموران به خانواده‌اش گفتند او متهم به اقدام علیه امنیت ملی است اما توضیح دیگری ندادند  که آخر به چه دلیلی به این اتهام سنگین متهم شده است. فقط گفته اند سکوت کنید که به نفع تان است. خانواده رضا سکوت کردند، اما ماموران امنیتی در سکوت کر کننده‌ی رسانه‌های مستقل رضا شاهینی ۴۶ ساله رابه اتهام «همکاری با دولت‌های متخاصم، اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با عناصر و رسانه‌های ضد انقلاب» با حکم نا عادلانه ۱۸ سال زندان روبرو کردند.

حکم نا عادلانه و اعتصاب غذا
۱۸ سال زندان یعنی یک جوان ۴۶ ساله پس از بازگشت از زندان تبدیل به پیرمردی ۶۳ ساله شده که هم از تحصیلش جا مانده و هم از زندگی و روز‌مرگی هایش.
اما این پایان کار نیست و دردهای او همینجا تمام نمی‌شود، رضا شاهینی به عنوان یک زندانی سیاسی حق دارد در زندان و بند مربوط به چنین زندانی‌هایی نگهداری شود، اما برخلاف قوانین خود جمهوری اسلامی، رضا را در زندان گرگان و در کنار زندانیان و مربوط به مواد مخدر نگهداری می‌کنند. رضا در طول مدت بازداشت بارها از سوی زندانیانی که آلت دست نیروهای امنیتی زندان گرگان هستند مورد اذییت و آزار شدید قرار گرفته و وقتی به این وضع اعتراض کرده او را به سلول انفرادی انتقال داده‌اند.
برخورد دوگانه و بر خلاف موازین انسانی و حقوق بشری نیروهای امنیتی زندان گرگان تا آنجا پیش رفت که، که رضا شاهینی را به جرم نوشتن خاطرات زندان مورد ضرب و شتم قرار داده و به سلول انفرادی فرستادند.

در این شرایط چه راهی برای یک زندانی باقی می‌ماند؟
رضا شاهینی که به لحاظ روحی در وضعییت بسیار خطرناکی روبرو است، به لحاظ جسمی نیز دچار نارسایی‌های شدیدی شده و تنگی نفس حاد (آسم) رنج می‌برد. رضا وقتی تمام درها را بر روی خود بسته دید و وقتی دید صدای حق‌خواهی و مظلومیتش از دیوارهای کلفت زندان رد نمی‌شود، تصمیم گرفت جانش را کف دستش بگیرد تا شاید صدایش شنیده شود.

. رضا شاهینی از روز چهارشنبه ۲۷۷ بهمن ماه در اعتراض به شرایطش دست به اعتصاب غذا(تر) زده است اما مسئولان پس از شروع اعتصاب او را به سلول انفرادی این زندان منتقل کرده‎اند.» به گفته این منبع رضا شاهینی در اعتراض به محرومیت از حقوق ابتدایی زندانی، توهین‌های ماموران زندان گرگان و حکم ناعادلانه اش دست به اعتصاب غذا زده است» و «چاره‌ای جز اعتصاب غذا نداشته تا بلکه به این شکل مسئولان صدای او را بشنوند و برای شرایطش کاری انجام دهند.».

در ادامه متن کامل این نامه او از زندان گرگان را بخوانید؛
“مردم شریف ایران، فعالان و سازمانهای حقوق بشری و همه ساکنان ایران از هر قوم، مذهب، جنسیت و سلیقه؛

من رابین (رضا) شاهینی متولد روستای دزیان، در تاریخ ۲۵ می ۲۰۱۶ برای دیدار با خانواده ام، با توجه به اینکه فکر می کردم سیاست دولت در قبال شهروندانش عوض شده و می خواهد فصل نوینی را در روابط خود با شهروندانش بر اساس حقوق شهروندی بنا کند رفتم. ولی متاسفانه به دلیل واهی دستگیر و در دادگاهی غیر عادلانه در شعبه ی اول دادگاه انقلاب گرگان به مجموع ۱۸ سال زندان محکوم شده ام.

من از سال ۲۰۰۰ در آمریکا زندگی می کنم و مشغول تحصیل در رشته امنیت بین الملل بودم، من در هیچ گروه سیاسی عضو نبوده ام و به عنوان یک انسان، موجودی اجتماعی هستم و مثل هر انسانی دیدگاههای سیاسی خودم را دارم. دیدگاهی که بار رد هر نوع خشونت، سیاست ورزی و اظهار نظر در مورد مسائل کشور و جهان را حق همه ی شهروندان بدون توجه به مقام، منسب، قومیت، مذهب، جنسیت حق همه می دانم. با توجه به این دیدگاهم در سال ۲۰۰۹ طی سفری به ایران که همراه شد با جنبش سبز، من نیز در تظاهرات مسالمت آمیز که بر طبق قانون اساسی حق شناخته شده برای شهروندان است، شرکت کردم.

بعد از سال ۲۰۰۹ به ایران رفتم و فعالیت خشونت آمیزی نیز بر علیه هیچ کشور و فردی نداشته ام، ولی به عنوان یک دانشجو و فرد مسئول، همیشه در بیان افکارم کوشیده ام. در طول زندگی ام با افراد زیادی در جلسات مختلفی اتفاقی و یا با آگاهی دیدار کرده ام. از این دیدارها عکسهایی در صفحه ی فیس بوکم انتشار داده ام. تعدادی از عکسهای من با مخالفان جمهوری اسلامی بوده است، ولی من با هیچ فردی که طرفدار مبارزه خشونت آمیز سیاسی باشد دیدار نداشته ام. تنها گناه من به عنوان یک انسان مسئول بیان افکارم در مورد زادگاه مادریم  بوده است. همان چیزی که حق همه ی شهروندان است.

حال من در زندان امیرآباد گرگان هستم. زندانی که برای بیماری آسم من خطرناک و مرگ آور خواهد بود. در این زندان به عناوین مختلف، دارای محدودیت هایی هستم که این رفتار در روحیه انسان تاثیر گذار است. بهداشت که مهمترین اصل برای بقای یک انسان است با کمبود و کم توجهی مواجه می باشد.

من از شما شهروندان عزیز و تمام انسان دوستان می خواهم که مرا تنها نگذارید و از حقوق من که همان حقوق تک تک شماست دفاع کنید. دفاع از من دفاع از خودتان می باشد. اجازه ندهید که من تنها باشم. اجازه ندهید که من بیگناه در زندان باقی بمانم.

رابین (رضا) شاهینی
زندان امیرآباد گرگان