ارسال حکم شیما بابایی به اجرای احکام اوین

سحبانیوز، شیما بابایی به دادسرای اوین مراجعه کرده و مطلع گشته که حکم صادرشده برای وی بدون ابلاغ و مهلت اعتراض، به اجرای احکام اوین ارسال شده است.

بازپرس پرونده در پاسخ به اعتراض این فعال مدنی اعلام کرده که «طبق قانون به محکومین امنیتی حکم کتبی ابلاغ نمی‌کنیم».

این بازپرس همچنین برگه‌ای به وی تحویل داده که در آن عنوان شده برای شیما بابایی قرار تعلیق تعقیب صادر شده است.

لازم به توضیح است، شیما بابایی در بهمن‌ماه سال گذشته جهت ارائه آخرین دفاعیات به شعبه سوم دادسرای اوین احضار و پس از مراجعه به این مکان، شش اتهام «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی»، «نشر اکاذیب در فضای مجازی»، «توهین به رهبری»، «توهین به سران»، «ارتباط با بیگانه و رسانه‌های خارج از کشور» به وی تفهیم شد؛ این فعال مدنی تنها فرصت دفاع از یکی این اتهامات را پیدا کرد.

مسئولین قضایی طی این جلسه اعلام داشتند که وی تنها می‌تواند از اتهام «تبلیغ علیه نظام» دفاع کند و برای سایر اتهامات «به‌اندازه کافی مستندات موجود است.»

متن نامه اعتراضی شیما بابایی در پی می‌آید:

«نیمه‌شب پنجم خرداد نود و پنج بود که  مأمورین امنیتی سپاه ثارالله به منزل شخصی پدری‌ام یورش آوردند و پس از حدود ۳ ساعت تفتیش و برهم زدن منزلمان درحالی‌که خانواده‌ام به شدت وحشت‌زده و گریان بودند من را با دستبند و چشم‌بند به زندان اوین بند ۲ الف منتقل کردند!

 ۸ روز در سلول انفرادی نگهداری شدم، در این مدت تحت بازجویی‌های طولانی‌مدت و فشار شدید روحی و روانی بودم در نهایت با فشار عظیم رسانه‌ها،سازمان‌های بین‌المللی، اعتراض و حمایت گسترده هم‌وطنان عزیزم مجبور به قبول قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی تا زمان برگزاری دادگاه شدند! که در همان روز اذعان داشتند که به علت تمام نشدن بررسی‌ها و نامعلوم بودن جزئیات پرونده در هر زمان که امر کردند باید برای ارائه توضیحات حاضر شوم.

چند روزی بیشتر از آزادی موقتم نگذشته بود که احضارها شروع شد و این روند تا مدت‌ها تقریباً هر ۱۰ روز یک بار تکرار می‌شد، هربار با حضور در دفتر پیگیری و یا دادسرای اوین مورد بازجویی قرار می‌گرفتم و تهدید می‌شدم که هرلحظه اراده کنند مجدداً باید به سلول انفرادی بازگردم و این بار به این راحتی‌ها رهایم نمی‌کنند! اما هر بار با مقاومت شدید من در برابر خواسته‌هایشان مواجه می‌شدند به حدی که در این مدت‌زمان از هیچ‌گونه پیشنهادی برای آزار من و خانواده‌ام فروگذار نکردند.

بهمن‌ماه سال ۹۵ برای دفاع آخر مجدداً به دادسرای اوین احضار شدم و با پرونده‌ای سنگین و اتهامات واهی (تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری، توهین به سران، نشر اکاذیب در فضای مجازی، اجتماع و تبانی و ارتباط با رسانه‌های خارج از کشور)مواجه شدم! ولی تنها فرصت دفاع از اتهام تبلیغ علیه نظام به من داده شد، از نظر ضابطین پرونده برای اتهامات دیگر مستندات کافی بر علیه من وجود داشت و جرم اثبات شده بود!

نهایتاً پس از ۱۴ ماه پیگیری مداوم خودم و خانواده‌ام یکشنبه ۱۸ تیرماه ۹۶ به دادسرای اوین مراجعه کردم و در آنجا متوجه شدم حکم بدون ابلاغ به من و حتی دادن مهلت اعتراض صادر و به اجرای احکام ارسال شده است!!

وقتی نزد بازپرس رفتم و علت را جویا شدم و درخواست ابلاغ شفاهی و کتبی حکم را کردم گفتند که طبق قانون به محکومین امنیتی حکم کتبی ابلاغ نمی‌کنیم!

 و تنها به بیان اینکه به همان اتهام‌هایی که خودت میدانی تحت تعلیق و تعقیب هستی اکتفا کردند!

درنهایت زمانی که مجدداً با اعتراض شدید من مبنی بر اینکه من به اتهام نامعلوم به چند سال حکم نامعلوم محکوم شده ام  و حق اطلاع از علت و زمان محکومیت خود را ندارم و این به چه معناست؟ مواجه شدند، بیان کردند به همان اتهاماتی که خودت میدانی!برگه‌ی فوق را از پرونده بیرون کشیده و به من دادند که تاریخ صدور برگه نشان از این داشت که آن را برای روز مبادایی همچون امروز از پیش آماده کرده‌اند تا دهانم را ببندند.. 

 درنهایت تهدید شدم به خاطر فعالیتم پرونده را مجدداً به جریان می‌اندازند و حبس تعلیقی‌ام را به‌صورت تعزیری اجرا می‌کنند. گمان می‌کنم این نخستین بار است که با متهمی چنین رفتاری داشته‌اند و از ابتدایی‌ترین حقوق که اطلاع از سرنوشتی ست که برایش رقم‌زده‌اند محرومش کرده‌اند! این نوع رفتار معنایی به غیر از این دارد که می‌خواهند در هر زمان که اراده کردند من را مجدداً دستگیر و به اتهامی نامعلوم زندانی کنند؟ حال از شما می‌پرسم وقتی مراجع قانونی و ذی‌صلاح تمام راه‌های مشروع و قانونی را به روی ما می‌بندند به کدام قانون و امنیتی باید پناه ببریم و حق خودمان را طلب کنیم؟

من این جریان را پیگیری خواهم کرد و آن‌کسانی که در این مدت برای آزار من، همسرم و خانواده‌ام از هیچ اقدامی فروگذار نکرده‌اند باید بدانند که از هیچ‌چیز نمی‌ترسم، روزهای کودکی و نوجوانی من با این جریانات عجین شده و نه تنها سبب عقب نشینی‌ام نشده بلکه علت محکم‌تری بوده برای ثابت‌قدم بودن و ایمان راسخ به راهی که در آن قدم برداشته‌ام، آتشی را که به جان و کاشانه‌مان انداخته‌اند ریشه‌شان را خواهد سوزاند!

ما به جرم اعتراض به ظلم و بی‌عدالتی در میهن خودمان مجرم شناخته شدیم ولی هرگز در برابر ظلم سکوت نکرده و نخواهم کرد.

همچنین خواهان گرفتن حقم خواهم بود و از مراجع بین‌المللی می‌خواهم که در این راستا یاری‌ام کنند.

شیما بابایی»