ماجرای کاوه مدنی امید متخصصان برای بازگشت به کشور را کاست

سحبانیوز سایت حقوق بشر ایران – یک فعال محیط‌ زیست ایران در واکنش به استعفای کاوه مدنی از سازمان محیط‌ زیست می‌گوید: «عمق ناراحت‌کننده بودن این اتفاق را وقتی بهتر متوجه می‌شویم که بدانیم ما در حوزه محیط‌ زیست به‌شدت از کمبود تخصص رنج می‌بریم و حضور تک‌تک کسانی که بتوانند به ما کمک کنند لازم و ضروری است.»

روز گذشته خبر رسید که کاوه مدنی معاون بین‌الملل، نوآوری و مشارکت فرهنگی – اجتماعی سازمان حفاظت محیط‌ زیست، در حالی که خارج از کشور بوده،‌ استعفایش را به رئیس سازمان داده و کلانتری هم با این استعفا موافقت کرده است. کاوه مدنی ۲۶ شهریور سال ۹۶ در حالی که یکی از اساتید امپریال کالج لندن بود، دعوت سازمان محیط‌زیست را پذیرفت و به ایران آمد اما از همان اوایل پذیرش مسئولیتش، حاشیه‌های زیادی برایش به وجود آمد،‌ حتی زمانی که سیر بازداشت فعالان محیط‌زیست شروع شده بود،‌ گفته شد که او هم بازداشت شده است.خبری که اگرچه دلایل محکمی برایش وجود داشت اما هیچ وقت تائید یا رد نشد.این بحران تازه تمام شده بود که رسانه‌های اصولگرا با انتشار تصاویر شخصی او، باز هم دست به حاشیه‌سازی برایش زدند تا اینکه امروز خبر رسید او استعفا داده و احتمالاً به کشور برنمی‌کردد.

محمد درویش که یکی از فعالان شناخته شده حوزه محیط‌ زیست است که در دولت قبل هم معاون مشارکت‌های مردمی سازمان حمایت محیط‌ زیست بود،‌ درباره این اتفاق می‌گوید: «اصلاً اتفاق خوبی نیفتاده است. این موضوع باعث شد که امید برای مشارکت متخصصان در مقوله محیط‌ زیست به‌شدت کاهش پیدا کند، مخصوصاً متخصصانی که خارج از کشور هستند و در طول هفت ماه گذشته مشغول رصد کردن نحوه برخورد با آقای مدنی بودند.»

او ادامه می‌دهد: «این ناامیدی و بی‌اعتمادی باعث می‌شود که اندوخته‌های تخصصی کشورمان که خیلی‌هایشان در کشورهای خارجی تحصیل کرده‌اند و جایگاه علمی بالایی دارند، این پیام را دریافت کنند که در ایران نمی‌شود کاری کرد.» درویش می‌گوید: «عمق ناراحت کننده بودن این اتفاق را وقتی بهتر متوجه می‌شویم که بدانیم ما در حوزه محیط‌ زیست به‌شدت از کمبود تخصص رنج می‌بریم و حضور تک‌تک کسانی که بتوانند به ما کمک کنند لازم و ضروری است.»

این فعال محیط‌ زیست ادامه می‌دهد: «واقعاً هم کار کردن در ایران سخت است. مخصوصاً برای کسانی که خارج از کشور هستند و با ضوابط کشورهای توسعه‌یافته کار و تحصیل کرده‌اند.بی‌اعتمادی آنها و سختی کار برایشان باعث می‌شود که ما مجبور باشیم فقط به کسانی اتکا کنیم که حاضر هستند به هر فشاری تن بدهند و باوجود شرایط بد، به کارشان ادامه بدهند. در حالی که این افراد محدود هستند و نیازمان را برطرف نمی‌کنند. ضمن اینکه بستر ورود افراد غیرمتخصص که نحوه تعامل با اهرم‌های فشار را به‌خوبی بلد هستند فراهم می‌شود و این همان چیزی است که ما در طول تمام سال‌های گذشته از آن ضربه خیلی بدی خورده‌ایم. اساساً بحرانی که الآن با آن روبه‌رو هستیم محصول همین وضعیت است.»