بررسی ۲۰ واژه و عبارت: چگونه از افراد معلول و با افراد معلول سخن بگوییم؟

سحبانیوز سایت حقوق بشر ایرانچند نکته درباره ادبیات مناسب و گفت‌وگو با افراد دارای معلولیت

در مواجهه با افراد دارای معلولیت چه واژگانی آزار دهنده‌ هستند و باعث دامن زدن به تصورات غلط و کلیشه‌ای که زمینه‌ساز تبعیض و رفتارهای ناروا علیه این افراد است می‌شوند؟ و چطور می‌توانیم در مکالمات روزمره با شناسایی کلماتی که توهین‌آمیز و آزار دهنده نیستند، گامی در جهت برابری برابری همه شهروندان برداریم؟

در این نوشته، ۲۰ واژه و عبارت را که در زبان فارسی خطاب به افراد دارای معلولیت به کار می‌روند بررسی کرده‌ایم و پس از مشاوره با یک فعال حقوق افراد دارای معلولیت و نیز مراجعه به آخرین منابع جهانی، مابه‌ازای صحیح آن را آورده‌ایم.

کلماتی مانند مهجور، کور، مجنون، سفیه، زمین‌گیر و امثال آن، کلماتی هستند که نه تنها در مکالمات روزمره مردم، بلکه حتی در قوانین ایران از آنها استفاده شده است. سخن گفتن از برابری همه گروه‌های اجتماعی امکان پذیر نیست اگر برخی ویژگی‌های افراد دارای معلولیت در قالب تحقیر و ناسزا مورد استفاده قرار بگیرد.

در سراسر جهان، تلاش برای پاکسازی زبان از واژگانی که جنبه تحقیرآمیز دارند و حاوی برچسب‌های نادرست هستند و باعث جلوگیری از نگاه برابر به افراد دارای معلولیت در جامعه می‌شوند، روز به روز افزایش می‌یابد. پالایش زبان مهم است چرا که استفاده از واژگان درست هنگام برقراری ارتباط اولین قدم برای مبارزه با تبعیض‌ها است.

فعالیت‌های سازمان‌های مردم نهاد ِ متمرکز بر پیگیری حقوق افراد معلول و همچنین رسانه‌ها، نقش مهمی در بالا رفتن حساسیت عمومی نسبت به استفاده از زبان مناسب در خصوص افراد دارای معلولیت داشته است. این فعالیت‌ها کمک کرده  تا استفاده از کلماتی که بار معنایی منفی در مورد این افراد دارند، کم شود. همانطور که تلاش می‌شود اصطلاحات نژاد پرستانه و یا جنسیت‌زده مورد استفاده قرار نگیرد، فعالان حقوق افراد دارای معلولیت نیز تلاش می‌کنند تا با آگاهی‌رسانی عمومی اصطلاحاتی که جنبه توهین‌آمیز دارند، چه به صورت نوشتاری و چه به صورت گفتاری، استفاده نشوند.

 

***

۱- معلول / فرد دارای معلولیت

کلمه معلول برای اولین بار در دهه ۶۰ میلادی برای افراد دارای معلولیت ذهنی و فیزیکی به کار برده شد. سابقا در ایران هم برای این افراد از عباراتی مانند علیل، عاجز و موارد مشابه استفاده شده است. بعدها به تدریج واژه معلول جای خود را در ادبیات فارسی زبانان باز کرد. ولی توجه کنیم که وقتی میگوییم معلول، تمام هویت فرد را به معلولیتش تقلیل می‌دهیم  و آن فرد را فقط از دریچه ناتوانی‌ او می‌بینیم. به عبارت دیگر فردیتش زیر سایه معلولیت محو و کمرنگ می‌شود. بنابراین بهتر است، به جای کلمه معلول از واژه فرد معلول یا فرد دارای معلولیت استفاده کنیم.

۲- توانخواه یا توانیاب /  فرد دارای معلولیت

وقتی از عباراتی چون توان‌خواه، توان‌یاب، کم‌توان و یا توان‌جو استفاده می‌کنیم، این برداشت می‌شود که فرد توان ندارد و در جستجوی توان است. در صورتی که فرد دارای معلولیت، با وجود یک یا چند ناتوانی جسمی، ذهنی، روانی یا حسی، هم‌چنان حق یک زندگی برابر دارد و برای این منظور لازم نیست که حتما نا‌توانی او از بین برود. واژه‌‌هایی نظیر کم‌توان و یا توانخواه می‌توانند این  تصور را به وجود آورند که معلولیت یک کاستی است که باید جبران شود‌ در صورتی که معلولیت هم یک نوع تنوع انسانی است.

۳- نقص یا کمبود
معلولیت به خودی خود به معنی نقص و کمبود نیست بلکه نقص و کمبود هنگامی به وجود می‌آید که موانع اجتماعی، حقوقی و یا رویکرد‌های نادرست، مانع دست‌یابی افراد معلول به حقوق انسانی برابر می‌شود. برای مثال: اگر یک فرد دارای معلولیت نمی‌تواند وارد یک ساختمان یا ورزشگاه بشود، این نقص از او نیست، بلکه این نقص از ساختمانی است که برای افراد دارای معلولیت جسمی،مناسب‌سازی نشده‌است.

۴- غیرعادی یا استثنایی/ فرد دارای معلولیت

از تقسیم جامعه به عادی و غیر عادی و یا استثنایی وغیر استثنایی خودداری کنیم. به طور مثال: درحالت ایده‌آل باید همه مدارس بتوانند افراد دارای معلولیت را بپذیرند و امکانات لازم را برای تحصیل آنها فراهم کنند. اما همچنان برای خانواده‌‌هایی که تمایل دارند فرزند دارای معلولیت خود را به مدارس تخصصی چنین افرادی بفرستند، باید چنین امکانی فراهم باشد. به همین جهت به جای استفاده از اصطلاحاتی مانند دانش‌آموز عادی و دانش‌آموز استثنایی و یا مدارس عادی و مدارس استثنایی از کلماتی مانند مدارس همگانی و یا مدارس دانش آموزان معلول استفاده کنید.

۵- کور/  فرد نابینا

کلمه کور در زبان محاوره به عنوان توهین و برای اشاره به نا‌آگاهی یا بی‌توجهی فرد به کار می‌رود. بنابراین، استفاده از آن برای اشاره به نابینایی، درست نیست و موجب آزردگی افراد نابینا می‌شود.

۶- روشن دل/ فرد نابینا

برخی برای اشاره به افراد نابینا، از واژه روشن‌دل استفاده می‌کنند. این کلمه دقیق نیست. روشن دلی یک ویژگی معنوی است که افراد بینا یا نابینا ممکن است از آن برخوردار باشند.

۷- کر/ فرد ناشنوا

در زبان محاوره، واژه کر به عنوان توهین و برای اشاره به نداشتن قدرت فهم و درک به کار می‌رود. بنابراین، استفاده از آن برای اشاره به افراد ناشنوا صحیح نیست و موجب آزردگی آنها می‌شود. به جای آن از عبارت فرد ناشنوا استفاده کنیم.

۸- کرولال/ فرد ناشنوا

این واژه دقیق نیست چرا که بسیاری از ناشنوایان دارای اختلال تکلم نیستند. این درست است که افراد ناشنوا به علت نقش شنوایی در آموزش مهارت کلامی با دشواری‌هایی در مورد سخن گفتن روبرو هستند اما بسیاری از افراد ناشنوا با آموزش مناسب به خوبی صحبت می‌کنند. مانند موارد دیگری که در بالا آمد، استفاده عبارت کرولال به عنوان ناسزا، نادرست و توهین‌آمیز است.

۹- محجور و مجنون/  فرد دارای معلولیت ذهنی و یا روان

واژه محجور و مجنون در قانون مدنی و قانون مجازات اسلامی برای توصیف افرادی که دارای معلولیت ذهنی و یا روان هستند به کار برده شده  و در واقع بیانگر این است که فرد هیچگونه توانایی برای تصمیم گیری ندارد. به جای این کلمه می‌توان بر حسب مورد از کلمه فرد دارای معلولیت ذهنی و یا فرد دارای معلولیت روان  استفاده کرد. استفاده از این کلمات به عنوان ناسزا توهین‌آمیز و نادرست است.

۱۰- منگل /سندروم -دان

برخی از افراد از کلمه منگل برای افراد دارای سندروم دان استفاده می‌کنند. سندروم دان یک نوع معلولیت ذهنی است و به کاربردن منگل برای این افراد توهین محسوب می شود. استفاده از آن به عنوان ناسزا و برای تحقیر افراد، همچنین نادرست و توهین محسوب می‌شود.

۱۱-  نرمال/ فردی که معلولیت ندارد

معلولیت یک نوع تنوع انسانی است. استفاده از کلمات نرمال-آنرمال (اَبنرومال)، برای افراد دارای معلولیت و یا افرادی که معلولیت ندارند، نادرست است. اینکه بگوییم شخصی نرمال است چون معلولیت ندارد و فردی که معلولیت دارد آنرمال است، توهین‌آمیز، تحقیر‌آمیز و نادرست است و به کلیشه‌های غلط درباره افراد دارای معلولیت دامن می‌زند.

۱۲-  بیماری روانی یا دیوانه / فرد دارای معلولیت روان

کلماتی مانند روانی و دیوانه در جامعه برای تحقیر و توهین به کار می‌روند بنابراین به کاربردن آنها برای خطاب کردن افراد دارای معلولیت روان توهین به این افراد است.

۱۳- در خود مانده/ اوتیسم

استفاده از واژه درخودمانده برای فردی که دارای اوتیسم است انعکاس دهنده این است که فرد دارای اوتیسم نمی‌تواند از خود بیرون بیاید و پیشرفت کند درصورتی که اگر فرد دارای اوتیسم به خدمات مناسب و به موقع دسترسی داشته باشد می‌تواند مثل افراد دیگر پیشرفت کند. بنابراین استفاده از این واژه نادرست و تقویت‌کننده کلیشه‌های نادرست درباره بیماری اوتیسم است.

۱۴- عقب مانده/ فرد دارای معلولیت ذهنی

برخی افراد در مکالمات روزمره در توصیف کم‌کاری، تنبلی و یا متوجه نشدن و نفهمیدن موضوعی توسط یک فرد چه به صورت ناسزا وچه به صورت شوخی ممکن است از واژه «عقب‌مانده» استفاده کنند. بنابراین، استفاده از این واژه برای اشاره به افراد دارای معلولیت ذهنی درست نیست و موجب آزردگی آنها می‌شود. افراد دارای معلولیت ذهنی، از همان حقوقی برخوردار هستند که افرادی که این معلولیت را ندارند.

۱۵- فلج/ فرد دارای معلولیت جسمی

همچون نمونه ۱۴، استفاده از کلمه فلج به معنای فاقد قدرت حرکت کردن، به عنوان ناسزا و توصیف یک فرد نادرست است. برای افرادی که از معلولیت جسمی برخوردار هستند نیز توهین‌آمیز محسوب‌ می‌شود و برچسبی است که توانایی‌های فرد دارای معلولیت را نادیده می‌گیرد.

۱۶- بیچاره/ رنج کشیدن

در گفتگو‌های روزانه خود با افراد دارای معلولیت  از به کار بردن عباراتی مانند رنج کشیدن، بیچاره، قربانی، و یا بیمار استفاده نکنید چرا که معلولیت هم یک نوع تنوع انسانی است و آنها قربانی و یا بیمار نیستند و اگر به حقوق افراد دارای معلولیت احترام گذاشته شود و امکانات برابر برای دسترسی و زندگی آنها فراهم شود، توانایی آنها برای یک زندگی برابر به مراتب بیشتر خواهد بود. معلولان رنج می‌برند. اما نه به صرف اینکه دارای معلولیت هستند، بلکه به دلیل نبود امکانات و ظرفیت‌هایی که عملا آنها را در یک موقعیت نابرابر با افراد و گروه‌های دیگر جامعه قرار می‌دهد.

۱۷- استفاده از عبارت «خدا را شکر» در برابر فرد معلول

شاید تا به حال شنیده باشید که برخی افراد در مواجهه با یک فرد معلول از عباراتی مانند «خدا را شکر» استفاده می‌کنند به این معنا که نداشتن معلولیت خود را دلیلی برای شکرگذاری می‌دانند. استفاده از این چنین واژه‌هایی که عملا باعث تحقیر فرد دارای معلولیت است، نادرست و باعث آزار واذیت افراد دارای معلولیت می‌شود.

۱۸- طلب شفا کردن

اینکه در مواجهه با افراد دارای معلولیت از کلماتی مانند «خدا شفایت بدهد» استفاده کنیم، نادرست و باعث ناراحتی افراد دارای معلولیت می‌شود و به علاوه به کلیشه‌های مرتبط با افراد دارای معلولیت دامن می‌زند. فرد معلول نیازمند شفا نیست، بلکه نیازمند فراهم کردن شرایط و امکاناتی است که بتوانند به صورت برابر با دیگر افراد جامعه زندگی کند.

۱۹- غشی/صرع

واژه غشی برای  بیماری صرع، استفاده می‌شود. بعضی واژگان مانند غشی به علت اینکه برای تحقیر و توهین استفاده می‌شوند بر اثر مرور زمان معنی اصلی خود را از دست داده‌اند به همین دلیل وقتی که اصطلاح غشی را در مورد افرادی که صرع دارند استفاده می‌کنیم توهین به آنها محسوب می‌شود.  چرا که استفاده از واژه غشی این تصور را بوجود می‌آورد که فرد ضعیف است و بی دلیل غش می‌کند.

۲۰- کوتوله/ کوتاه قامت

کوتوله نیز برای افرادی که به علت معلولیت قد کوتاهی دارند استفاده می‌شود این واژه همانند واژه غشی به علت استفاده نادرست از آن معنی اصلی خود را از دست داده است در نتیجه استفاده از کوتوله در توصیف افرادی که کوتاه قامت هستند توهین به این افراد است.